تبليغاتX
شب‌های گراماتا

 

 

چنین گفت بامداد خسته

فرصت کوتاه بود و سفر جان‌کاه
اما يگانه بود و هيچ کم نداشت

نوشته شده توسط ReMo در ساعت 21:33 | لینک  | 


فیل‌ها دور شده‌اند 

دیگر فیل‌ات
هوس هندوستان نمی‌کند
شاید فقط
 بعضی وقت‌ها
تاکید می‌کنم
بعضی وقت‌ها
از  پشت آن تور سنگی
به آن فیل مادر  نگاه کنی و بگویی:
 «عجیبه! چه جوری اون بچه‌هه رفته تو دل مامانه؟!»
فیل که هیچ
دل‌ات هم
دیگر  حتی
 هوس  نمی‌کند
و انگار که کوه کنده‌ای 
افتاده ای
خنده‌دار است
من 

      فرهادم 

تو خراب شده‌ای
باشد
بخواب
که ما بیداریم
من و

       گله گله فیل
که هی‌شان می کنم
به هندوستان تو

هه!

آخر عمری چوپان شده‌ام
راحت باش!
تا می‌توانی تلخی کن
کی به کی است؟ 
من
       شیرین می‌شوم
چه حکایتی شود!
بدهیم روی سنگ بکنند
عجیب جوری است
ولی هست
عجیب‌تر از جوری که
                       اون بچه‌هه  رفته تو دل مامانه!
عجیب تر از
 بی‌هندی فیل‌های من
خرابی تو
چوپانی من
عجیب‌تر از ....
بگذریم
فیل‌ها
دور شده‌اند
باید بروم

نوشته شده توسط ReMo در ساعت 5:30 | لینک  | 

 

رسیدیم و رسیدیم

کاشکی نمی‌رسیدیم

تو راه بودیم خوش بودیم

سوار لاک‌پشت بودیم

نوشته شده توسط ReMo در ساعت 0:27 | لینک  |