تبليغاتX
شب‌های گراماتا



سالك، روز روشن بود. پرِ تاريكي، چراغش را گرفت. كلاغ شد.

رمو دجينگ
نوشته شده توسط ReMo در ساعت 0:38 | لینک  | 





... باد را بگو!

بالي بكش

بادبان پيرِ بي لف لفِ نادرياي توام...



نوشته شده توسط ReMo در ساعت 2:59 | لینک  |