تبليغاتX
شب‌های گراماتا

 

 

 

 

 سينه‌خيز

 روي

 تمام خارهاي جهان

 مي‌رود

 پيشاني

بگذارد

 بر نافِ

كوچكِ

ماه

گريه كند

گريه

كند

گر

يه

ك

ن

د

.

.

.

نوشته شده توسط ReMo در ساعت 1:59 | لینک  | 


فیل‌ها دور شده‌اند 

دیگر فیل‌ات
هوس هندوستان نمی‌کند
شاید فقط
 بعضی وقت‌ها
تاکید می‌کنم
بعضی وقت‌ها
از  پشت آن تور سنگی
به آن فیل مادر  نگاه کنی و بگویی:
 «عجیبه! چه جوری اون بچه‌هه رفته تو دل مامانه؟!»
فیل که هیچ
دل‌ات هم
دیگر  حتی
 هوس  نمی‌کند
و انگار که کوه کنده‌ای 
افتاده ای
خنده‌دار است
من 

      فرهادم 

تو خراب شده‌ای
باشد
بخواب
که ما بیداریم
من و

       گله گله فیل
که هی‌شان می کنم
به هندوستان تو

هه!

آخر عمری چوپان شده‌ام
راحت باش!
تا می‌توانی تلخی کن
کی به کی است؟ 
من
       شیرین می‌شوم
چه حکایتی شود!
بدهیم روی سنگ بکنند
عجیب جوری است
ولی هست
عجیب‌تر از جوری که
                       اون بچه‌هه  رفته تو دل مامانه!
عجیب تر از
 بی‌هندی فیل‌های من
خرابی تو
چوپانی من
عجیب‌تر از ....
بگذریم
فیل‌ها
دور شده‌اند
باید بروم

نوشته شده توسط ReMo در ساعت 5:30 | لینک  | 

کبریتم بوی سیگار تو گرفت

 

 

 

نوشته شده توسط ReMo در ساعت 15:45 | لینک  | 

راز بقا

در تلويزيون

شير ماده

شيخ احمد غزالي را

مي‌درد

عجب سانحه‌اي!

عشاق

هميشه دچار سوانح مي‌شوند

آبستن شعرم

و در جيبم به جاي خودكار

سيگار

دارم

اما لاك پشت هم كه باشي پشتت را مي‌درند

و اين سيگار

تا آن طرف خيابان

فرصت دارد

- آتيش داري آقا؟

دوزاري هم داشتم وٌ

 شعرش كردم

«به من چه داده‌ايد اي واژه‌هاي ساده فريب!»

حالا اين سيگار

تا انتهاي پله برقي فرصت دارد

تلويزيون

خاموش است

و شيخ احمد غزالي

شير ماده را

مي‌درد

عشق

عجب سانحه‌اي است

تیر ۸۴

نوشته شده توسط ReMo در ساعت 15:39 | لینک  | 

 

اشغال

 

از سرما سرما

به دنبال يك گوشي

كه زني گرفته باشد دستش

گفته باشد

دارم

دارم

باور نمي‌كني

دارم

 

گرم.

 

از قدم قدم

دوزاري

تا

داري؟

داري؟

دوزاري آقا !

داري؟

 

زود باشِ سكه مي‌خورد به طلق

هنوز مانده‌ي آن جمله‌

جمله‌ي آخرْ

دارم دارمِِ هيچ زني

گرمْ

 

گوشي را بغل مي‌كند مرد

 

دارد

نوشته شده توسط ReMo در ساعت 17:0 | لینک  | 

فلذا

لذا می‌خواهم‌تان

به نحوي كه سرم

در چارچوب نگاه‌تان

درد

ایضا  رگ‌هايتان

و بدين‌وسيله نه  هميشه همان

 نه

 دو بال‌تان

 و  فی‌الواقع درست مي ترسيد، چهار زانو

پاهايتان

و باید در نظر داشت کمی شانه‌هابتان

 و البته بديهي است

دست‌هايتان

به نحوي كه به هر روي موی‌تان

و به رغم كفش‌هايتان

واضح و مبرهن است

 لب‌هايتان

هر چند به نحو مقتضی

 پلك‌تان

و  لذا

درست است

گوش‌تان

 

فلذا

 

 می‌خواهم‌تان

نوشته شده توسط ReMo در ساعت 13:38 | لینک  |